أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
442
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
به خليفه برسانند . چيزى نگذشت كه دستور تجهيز برخى از صنجقها در رأس سه هزار سپاهى از تركها صادر شد . اين نيرو از راه زمين به ينبع آمد . سپس يك دستهء پانصد نفرى را هم با كشتى فرستادند و به زيد كه در مدينه بود نوشتند كه رهبرى را در دست بگيرد . در ضمن ، خلعت سلطانى هم براى او فرستادند . وى در نخستين قدم ، خلعت را در حجرهء نبوى پوشيد و سپس به سمت ينبع حركت كرد تا از سپاهيان ترك استقبال كند . آنگاه همراه آنان حركت كرد تا به وادى جموم رسيد . « 1 » زمانى كه اين اخبار به مكه رسيد ، شريف نامى كسانى از نزديكان خود را اعزام كرد تا اخبارى از اين سپاه براى وى بياورند . در آنجا بود كه سپاه ترك شمارى از آنان را محاصره كرده كشتند و بقيه نيز به مكه گريخته ، اخبار آن را به نامى رساندند و او را از سرانجام جنگ آگاه ساختند و دشوارى كار را به وى گوشزد كردند . او نيز همراه شمارى از يارانش به خارج مكه گريخته ، به سمت شرق رفت . سپاه جلالى هم به دنبالش رفتند تا آن كه به تربه رسيدند و همگى در آنجا متحصن شدند . شريك وى عبدالعزيز هم با يارانش به سوى ينبع گريخت . مكه در شبانگاه پنجم ذىحجهء سال 1041 در انتظار ورود نيروهايى بود كه در جموم بودند . شريف احمد بن قتاده از اشراف مدينه از آل مهنا هم كه در اين وقت مقيم مكه بود به حراست از شهر و تأمين امنيت حجاج پرداخته ، كسانى را به سوى جموم فرستاد تا به شريف زيد بگويند : مكه خالى از مخالفان و در انتظار آمدن اوست . در ششم ذىحجه شريف زيد در موكب بزرگى كه صناجق ترك پيشاپيش آن حركت مىكردند به مكه وارد شده ، تا نزديكى دارالسعاده آمدند . در اين وقت منادى نداى امان سر داد و امارت زيد اعلام شد . « 2 » حجاج در اين سال مناسك را در آرامش بعد از فتنهاى كه به چشم ديده بودند و از آن در هول و هراس بودند ، انجام دادند . چيزى نگذشت كه شريف زيد سپاهى را براى محاصرهء نامى به سوى تربه فرستاد . اين سپاه موفق شد تا نامى و برادرش را اسير كرده ، به
--> ( 1 ) . الجموم ، بخشى از وادى مرّ « وادى فاطمه » بلكه شهرى است كه امارت وادى و اطراف آن در آنجاست و قصبهاى از ظهران به شمار مىآيد . ( عاتق ) ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .